شعر / گل Reviewed by Momizat on . از «پل سلان» ترجمه «زلما بهادر»   " گل " سنگ سنگی که من دنبال می کردم در هوا و چشمان تو که به کوری سنگ بودند ما دست هایی بودیم که تاریکی پوچ را بستیم و آن از «پل سلان» ترجمه «زلما بهادر»   " گل " سنگ سنگی که من دنبال می کردم در هوا و چشمان تو که به کوری سنگ بودند ما دست هایی بودیم که تاریکی پوچ را بستیم و آن Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » بخش های هنری » ادبیات » شعر / گل

شعر / گل

از «پل سلان» ترجمه «زلما بهادر»

 

گل

سنگ
سنگی که من دنبال می کردم در هوا
و چشمان تو
که به کوری سنگ بودند

ما
دست هایی بودیم
که تاریکی پوچ را بستیم
و آن چه فهمیدیم
واژه ای بود
که عطر تابستان داشت ….گل

گل
کلام مردی نابینا

چشمان من و تو
به آب
نگاه می کنند .

رشد می کند
دلی بر دیوار دلی دیگر
با  گلبرگ هایی که
بر آن افزوده می شوند

و واژه ای دیگر
شبیه این

پتک هایی  که
بر فراز  زمین شکسته
چرخ خواهند زد

 

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 1207

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا
دزفول ، شهرستان دزفول ، خوزستان ، هنردز ، هنر ، دز هنر ، دز ، استان خوزستان